تبليغاتX
رشحات قلم
لسان الغيب في تمييز الصحه عن عيب

رشحه: دو سه روزي بود كه ماشينش را تحويل گرفته بود. جز او نه نفر ديگر بيشتر در شهر ماشين نداشتند. ساعت كارش را طوري تنظيم كرده بود كه ظهر ها خالي باشد. بعد از نماز با ماشينش مي رفت يكي از حوزه هاي علميه مشهد و طلبه ها را رايگان به مقصدشان مي رساند. مي گفت: آدم بايد  طوري  زكات مالش را بپردازد تا شايسته نعمت باشد، والا خداوند بندگان بهتري را دارد.

راوی: خدا را بندگاني است كه براي سود رساندن به ديگران، نعمت هاي خاصي به آنان بخشيده، تا آنگاه كه دست بخشنده دارند، نعمت ها را در دستشان باقي مي گذارد، هر گاه از بخشش دريغ كنند، نعمت ها را از دستشان گرفته و به دست ديگران خواهد داد.[1]


[1] - نهج البلاغه-ترجمه دشتي: حكمت 425

+ نوشته شده در  شنبه نهم مهر 1390ساعت   توسط سید محسن هاشمیان  | 

رشحه: مشهدي بود. در كوچه هاي اطراف حرم زندگي مي كرد. شب به شب  درون جيب راست شلوارش را به ميزاني كه در وسعش بود پول مي گذاشت. هر كس را مي ديد كه از او درخواست كمك مي كرد ، بدون آن كه بداند چقدر مي دهد دست راستش را درون جيبش مي كرد و مقداري به طرف مي داد و از او مفصل عذر خواهي مي كرد. مي گفتند شما كه كمك مي كنيد چرا عذر خواهي مي كنيد؟ مي گفت: مقداري كه من به شما مي دهم، با آنچه خداوند بخاطر شما به من مي دهد قابل مقايسه نيست، اينطوري من شرمنده شما مي شوم.

راوی: فردي خدمت امام صادق عليه السلام رفت. يادي از اصحاب امام و شيعيان شد، آن مرد گفت: هرگاه كه من صبحانه یا شامي می خورم حتما دو تن يا سه تن يا كمتر يا بيشتر از اينها را با خودم همراه مي كنم ، امام صادق عليه السّلام فرمود: فضيلت آنها بر تو بيش از فضيلت تو بر آنهاست. عرض كرد: قربانت، چگونه چنين است، در صورتى كه من خوراك خودم را با آنها تقسیم می کنم و از مالم به آنها انفاق می كنم ؟!  فرمود: آنها چون وارد شوند همراه خود روزى بسيارى از جانب خداى عز و جل وارد می کنند و چون خارج گردند، آمرزش را براى تو بجا گذارند.[1]



[1] - اصول كافي- ترجمه مصطفوي: ج:3/ ص:289

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم شهریور 1390ساعت   توسط سید محسن هاشمیان  | 

بعضی کارهای ساده وقتی به بهانه کارهای مهم تر سر وقت انجام نمی شوند، آرام آرام خودشان تبدیل می شوند به کارهای پیچیده و لاینحل؛ انگار هرچه عقب تر می افتد پیچیده تر می شود. چند وقتی است که متنی را نوشته ام اما اینکه پای سیستم بنشینم و تایپ کنم و یک پست جدید بگذارم دیگر یک کار مهمتر یا واجب تر سد راه می شود و...

فی المثل یکماه است هر روز در فهرست کارهایم می نویسم:«نوشتن پست، برای وبلاگ» عجب است اینکار نه چندان سخت هنوز هم در کنار دیگر برنامه هایم مانده است. بگذریم..

اما از هرچه بگذریم - حتی از خودمان!- دیگر از شمال آفریقا نمی توان گذشت. اگر آیه ی بیست و نهم سوره احزاب را خوانده باشی یا شنیده، میفهمی که خداوند از همه ی انسانها عهد گرفته است، عهدی که عده ای وفا می کنند و عده ای هم...

یکی می گفت: در طول انقلاب ، ملت در برابر عهدی که خداوند از ایشان گرفته ایستاده اند و به آن وفا کرده اند، اما برای آمدن صلح کل باید تمامی مردم در سراسر جهان به اضطرار برسند و  با خداوند عهد بندند و با خونشان عهدشان را محکم کنند.

بعد ها فکر کردم، فهمیدم که اساسا اگر حرکات امروز در جهان را بر همین سخن بسنجی در میابی که مردم جهان یک یک در حال ادای عهد خود هستند، یکی از آنها را می توانی حرکت کاروان غزه در نظر بگیری یا اصلا قصدم این است که بگویم، امروزه روز، یاران یوسف نیز بر عهد خود ایستاده اند، اگر آگاه باشند. البته اگر مارا جاهل نخوانید به اینکه:« مردک چه عقایدی دارد، به جای اینکه دعا کند که اوضاع تمام شود ، می خواهد که ملت بمیرند.» و ادامه پست ما را نخوانی! می گویم:بله ! شما این دعا را هم نکنی ممکن است که اوضاع همیشه ابری نباشد اما همین هم مهم است که وقتی اوضاع ابری شد تو نیز شکر گذار باشی و از بارش رحمت الهی خندان.- که مرگ در راه احقاق حق مظلوم و ایستادگی در برابر ظالم، شهادت است و برای مومنان مایه ی مسرت.- 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم بهمن 1389ساعت   توسط سید محسن هاشمیان  | 

 

ايام الله

*ما موسی را با آیات خود فرستادیم؛ (و دستور دادیم:) قومت را از ظلمات به نور بیرون آر! و «ایّام اللّه» را به آنان یاد آور! در این، نشانه‌هایی است برای هر صبر کننده شکرگزار! (سوره مبارك ابراهيم )

اوكه فرمود ،‍" مطمئن باشيد كه روز نهم دىِ امسال هم در تاريخ ماند." قصدش همين بود كه ايام الله را گوشزد كند كه بگويد اين روز خدا بود و روز هاي خدا را مردم مي آفرينند ، مردمي كه با عشق براي حسين ابن علي سينه ميزنند.

عشق يعني همين كاري كه ما انجام داديم ما ايرانيان و ثابت كرديم دوشادوش رهبرمان مانده ايم. خدايا اين آزمايشي بود براي ما ، ما كه نمره ي قبوليمان را از وليمان گرفتيم ، پس اماممان كجاست، چرا ظهور نمي كند؟!

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم دی 1389ساعت   توسط سید محسن هاشمیان  | 

 و در آن هنگام كه هيچ كس نمانده بود تا فدا شود. نداي هل من ناصر حسين بلند شد.« آيا جوانمري هست كه صداي مرا بشنود؟ آيا دادرسي هست كه براي خدا به داد ما رسد؟» دلهاي سنگ شده از مال حرام همه ، هيچ صدايي نمي شنوند جز صداي دِرهم و دينار و راه حسين راه  عشق است و جان. صداي بلبل را در سكوت عشق مي توان شنيد، اما گوشهاي آنها پر از صداي زنگ است، زنگ دينار…

صداي شيون از خيمه ها به گوش مي رسد و همه اينها بخاطر غريبي حسين است. رباب پرده را كنار ميزند و صداي ناله علي اصغر به گوش حسين مي رسد و او جلوي خيمه مي آيد تا با برگ گلش ، نوزاد شش ماهه اش علي اصغرش وداع كند. «زينب اصغر را به من بده. وداعش كنم و در آغوش گيرم. »

حسين ميدانست، نمي دانم، او از جفاي كوفيان آگه بود ولي او حجت خداست و اتمام مي كند حجت را براي همه. كه اگر نكند اينكار را ديگر براي عوامي قصاصي نيست! نمي دانم گريه اصغر از براي مظلوميت پدر بود يا تشنگي ! اما دومي را شك دارم، او ميدانست كه در  كربلا با آب تشنگي است و بي آب سيراب شدن!

يك كودك درون دستان يك مرد به راحتي جاي ميگيرد آخر وزني ندارد، كودكي كه به قاعده شش ماه قد كشيده است. او را به يك دست بلند كرد و گفت: « اي مردم! اگر به من رحم نكنيد ، شما را با اين طفل چه كار است، به او رحم كنيد و جرعه آبي به او دهيد». او همه چيز را داده بود بعد از اكبر دنيا كمر او را شكسته بود کربلا رزمگاهي است به طول و عرض عشق و مال. و مال، دنياست، دينار است، درَم است كه حسين همه را فدا كرده است، و فرزند، كه آن را هم فدا مي كند و قيامت مي كند و بي سبب نيست اگر زمين به دور خود مي چرخد، كه به دور كربلا به دور حسین...!

و اصغر برگ گل است. تا حال ديده اي كه به گل تير زنند؟ گل را مي بويند و جرم اين گل آن بود كه بوي حسين مي داد بوي عشق بوي جنون و جنون جرم است در طايفه كفتار زيان در طايفه اي كه رسم عشق را نمي فهمند. احساس من ميگويد شايد يك شعبه از تير سه شعبه ي حرمله بيرون مانده باشد آخر يك طفل چه گردني دارد؟!!!

آن دم شايد حسين به اصغر مي گفت: « آفرين فرزندم! تو نيز مرا رو سپيد كردي وآفرين كه ديگر گريه نمي كني و تو اندوهگين اشك مباش كه كربلا هماره بي آبي است.» و او ساكت نشد كه در كربلا ساكت نمي شوي خاموش مي شوي اگرچه سوزان تر از هميشه!..

و اينها همه از جلوات معشوق است كه حسين را وادار به فدا كردن مي نمايد، كه اگر معشوق را بشناسي فدا كردن جان برايت چه راحت مي شود.


پی نوشت:

۱- گفته اند که بیش از هشتاد درصد از اشعار حافظ در دیوانش تفسیر عاشورایی دارد. از آن جمله گفته اند در غزل:

معاشران گره از زلف یار باز کنید                       شبی خوش است بدین صحبتش دراز کنید

حضور خلوت انس است و دوستان جمعند          و ان یکاد بخوانید و در فراز کنید 

منظور از معاشران عاشواراییان است و الخ.

و دیگر گفته اند که در غزل زیبای:

بلبلی برگ گلی خوشرنگ در منقار داشت           واندر ان برگ و نوا خوش ناله های زار داشت

گفتمش در عین وصل این ناله و فریاد چیست        گفت ما را جلوه معشوق در این کار داشت

بلبل استعاره ای از امام حسین (ع) است و برگ گل حضرت علی اصغر (س) است.

۲- منبع گزارش تصویری عاشورا از کتاب نفس المهموم ثقه الاسلام شیخ عباس قمی (قدس سره) است.

۳- نویسنده محتاج دعای دوستان. 

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم آذر 1389ساعت   توسط سید محسن هاشمیان  | 

رئيس كاروان گفته بود ساعت چهار عصر روز دهم آذر، بايد فرودگاه باشيم براي اعزام. جزو آخرين كاروانها بوديم وتا صبح فردا پرواز هاي رفت تمام مي شد. از قضا من تا ساعت دو بعد از ظهر اين روز سر كار بودم. حتي وقت نكردم با رئيسمان خداحافظي كنم و براي قصوراتم حلاليت بطلبم چه برسد به بقيه. در فرودگاه مهر آباد در صف تشريفات قانوني، فرصتي يافتم و پيامكي به اين شرح نوشتم و به دوستان و قوم و خويشان ارسال كردم:"يكي ميره مكه، نه نماز ميخونه، نه زيارت ميكنه، نه طواف ميكنه! ازش علت رو ميپرسن. ميگه به ما گفتن همه چيز با كاروانه! حالا حكايت حكايت ماست؛ داريم ميرويم مكه، همه چيز هم به عهده كاروانه،با اين حال كار از محكم كاري عيب نميكنه، شما بزرگواري كنيد و ما را ببخشيد!"

 لحظاتي بعد در آسمان باراني تهران،رديف آخر هواپيماي سعودي نشسته بوديم و بايد موبايل ها را خاموش مي كرديم. اما همچنان پاسخ هاي محبت آميز دوستان مي آمد؛ از جمله شهرام شكيبا( كه مردم بيشتر اورا با شعرهاي طنز و اجراهاي تلوزيوني اش مي شناسند) توصيه كرده بود:" وقتي به ركن يماني رسيدي، بلند بگو يا علي (ع) و دعاي فرج بخوان!"اين همه آدم حسابي از آيت الله جوادي آملي گرفته تا عليرضا قزوه كه كتاب در فلسفه مناسك حج نوشته اند، چنين چيزي نفرموده بودند! بماند اينكه در كلاسها و جزوات آموزشي چقدر به خاطر وحدت از اين چيزها پرهيزمان داده بود!

 اما حق با شهرام بود. درست 24 ساعت بعد كه وارد مسجد الحرام شديم من گنگِ خواب بودم.شايد 24 ساعت بي خوابي، خستگي مفرط و كمردردي كه در اين روزهاي آخر دامن گيرم شده بود،باعث شده بود در اين لحظه حساس كم بياورم. شايد هم علل ديگري داشت اما دچار قبض شده بودم و هيچ از آن حال خوشي كه پيش از اين حتي از شنيدن نام مسجد الحرام داشتم، اثري در جانم نبود. تصميم گرفتم پيش از اينكه نيت طواف كنم، دوري بر گرد كعبه بزنم. خودم را در ميان انبوه جمعيت سفيد پوش رها كردم و با موج به سوي جلو رانده شدم تا رسيدم به ركن يماني و ناگهان به ياد سفارش شكيبا افتادم و "يا علي(ع)" گفتم و عشق آغاز شد! از اين لحظه طواف برايم بسيار لذت بخش شد، ذكر ها برايم معاني ديگري داشتند كه پيش از اين نمي دانستم و روزها و شب هايي كه طواف ممكن نبود، در جايي مي ايستادم و از نگريستن به كعبه و طواف كنندگان آن سير نمي شدم. در آن نيمه شب با تمام وجود در يافتم روح كعبه و همه عبادات و مناسك در ولايت است. الحمد لله الذي جعلنا من المتمسكين بولايه علي ابن ابي طالب(ع). (۱)


پاورقی:

۱ : رج ك به:سفر نامه حج 1387 محسن مومني شريف

+ نوشته شده در  جمعه پنجم آذر 1389ساعت   توسط سید محسن هاشمیان  | 

دو تا. بلالي نشنيد، سرش گرم كار و آتش بود. اولي صدايش را صاف كرد و بلند تر گفت: سلام آقا دوتا براي ما لطف كنيد. بلالي چشمي گفت و شروع به پوست كندن بلالها كرد. دومي به اولي گفت: بلالت رو بگو بزنه توي نمك، با نمك ميشي! و زد زير خنده. بلال ها داخل آب نمك رفتند و صداي جلزي آمد. اولي گازش را كه زد گفت: آدم احساس پوچي ميكنه! دومی دیگر هیچ نگفت.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم آبان 1389ساعت   توسط سید محسن هاشمیان  | 

 

بسم الله الرحمن الرحيم

قال الله العزيز الحكيم: يُريدونَِ ليُطْفِؤُا نورَ اللهِ باَفواههمْ وَ اللهُ اُتِمُ نوره ي، و لو كرهَ الكافرونَ(سوره مباركه صف آيه 8)

آانان كه ميخواهند نور خدا را با دهان خود خاموش سازند؛ ولي خدا نور خود را كامل مي كند هر چند كافران خوش نداشته باشند.

*هوَ الذي ارسلَ رَسولَه و بِالهُدي وَ دينِ الحقِّ لِيُظهِرَهُ علي الدّينِ كُلِّ وَ لَوْ كَرهَ المُشركونَ(سوره مباركه صف آيه 9)

او كسي است كه رسول خود را با هدايت و دين حق فرستاد تا او را بر همه اديان غالب سازد، هر چند مشركان كراهت داشته باشند.

*اِنّا نَحنُ نَزَّلْناالذِكْر وَ اِنّا لَه و لَحافظون(سوره مباركه حجر آيه9)

ما قرآن را نازل كرديم؛ و ما بطور قطع نگهدار آنيم.

 

دانش آموزان مسلمان! در ایران و جهان اسلام!

حادثه اهانت به قرآن كريم كه در كشور آمريكا اتفاق افتاد قلب مالامال از عشق و محبت به اسلام عزيز و قرآن را  در تمامي عالم جريحه دار كرد و باعث افزايش تنفر و انزجار مردم مسلمان در سراسر جهان شد. اين اعمال جنون آميز كه مشخصا از روي دشمني با اسلام است، نشان از عصبانيت زايد الوصفي ست كه استكبار جهاني از مسلمانان و دين اسلام دارد. نحوه عملكرد و خيمه شب بازي هاي كشيك مزدور و رئيس دولت آمريكا و بررسي اتفاقات و مشاهده تناقضات در گفتار و رفتار رسانه هاي خارجي به خوبي نشان داد كه اين عمل همانند حمله به برجها در يازده سپتامبر عملي حساب شده و برنامه ريزي شده بوده است. اين عمل به مانند تمام تجاوزهاي كشور متجاوز آمريكا مسئول و اتاق فكري دارد كه اين سناريوها در آنها نوشته مي شود.  و اين اتاق فكر ها متشكل از سرمايه داران و زورگويان و نژادپرستان صهيونيسم جهاني است كه در دالان هزار توي دولت آمريكا مخفي شده اند. كشور آمريكا به مثابه جنگلي است كه رئيس و سرسلسله دار آن گرگ طمعكار صهيونيسم است اما در ظاهر دولت آمريكا با نماد شير پوشالين، صحنه گرداني مي كند .در ظاهر اين شير است كه مي كُشد و آسيب مي زند اما در واقع چيز ديگري است و گرگ ميدرد و استفاده ميبرد. اين گرگ است كه از هيمنه ي دروغين و يال و كوپال و غرش شير استفاده ميبرد، اما از نحوه ي دريدنها و چنگ انداختنها ميتوان فهميد كه كار گرگ است، و بايد دانست كه اين گرگ سير بشو نيست و از اين دريدنها ارضا نمي شود و تنها راه مقابله با او مقاومت و ستيز تا مرز نابودي است و اين به زودي محقق ميشود انشاالله.

نتایجی که از انجام این عمل به دست می آید به خوبی مؤید آن است که اهانت به قرآن کریم نه تنها آنها را در اهداف رذیله شان پیش نبرده است بلکه باعث شکست و عقب نشینی آنان در جبهه های دیگر خواهد بود. حال چند نکته باید مورد توجه همه مسلمانان قرار گیرد:

اولاً تمام اين حركات و دست و پا زدنها براي جلب توجه يا  سرپوش گذاشتن  بر روي جنايات متنوعي است كه توسط دولت آمريكا و رژيم صهيونيستي در خاور ميانه مسلمان صورت مي گيرد. اين عمل به زعم آنها باعث كاهش علاقه مندي و توجه ملل جهان و نوعي ايجاد تنفر  نسبت به دين اسلام است كه اين را با توجه به مناسبت يازده سپتامبر و اتهام انجام آن به مسلمانان مي توان مشاهده كرد. اما اين قبيل اعمال بر خلاف هدف آنان باعث افزايش بصيرت و دشمن شناسي مسلمانان شده و بيشتر توجه ملل مختلف و مخصوصا خود ملت آمريكا را به اين كتاب مقدس و دين اسلام جلب مي كند واز هم اكنون ميتوان شاهد اين رشد در سراسر آمريكا بود و اين مصداق آيه هشتم سوره صف است كه ميفرمايد:واللهُ اُتِّمُ نورِه وَ لو كَرِهَ الكافِرون.

ثانیاً انجام اينچنين اهانتي به قرآن كريم پس از ماه مبارك رمضان كه ماه انس با قرآن است و ملل مسلمان در اين ماه هر چه بيشتر به قرآن توجه ميكنند، باعث غليان روحيه ي جهادي و رشد روحيه ضد استكباري در جهان اسلام است كه اين فرهنگ لازمه حركت در جبهه اسلام است و دشمن ناخواسته اين جنبش عظيم را در ميان مسلمانان به راه مي اندازد و از ركود و انجماد ملل مسلمان جلوگيري مي كند! همچنين بي پرده نشان دادن دشمنی با اسلام سبب اتحاد و همبستگي برادران شيعه و سني در سراسر عالم مي شود.

ثالثاً پيش بيني مي شد كه يكي از برنامه هاي تعبيه شده در سناريوي صهيونيستي اين بود كه بعد از اهانت به كتاب خدا، افرادي اجير شده و مزدور توسط آنها به نام اسلام اقدام به سوزاندن كتب ديگر اديان و مذاهب كنند و اين زمينه ساز جنگ جهاني ديگري به نام جنگ مذاهب – جنگ تمدنها- مي شد، كه اين سناريو با پيام قاطع رهبر انقلاب حضرت آيت الله خامنه اي ناكام ماند*. همچنين به جهت جلو گيري از باب شدن سوزاندن كتب مقدس توسط افراد افراطي درهر دين و آييني همه ي خداپرستان و اهل كتاب بر خود لازم دانستند تا با محكوم كردن و اعلام انزجار ازاين عمل قبيح مخالفت خود را با اين عمل ابراز كنند. با اين موضع گيري جبهه جديدي توسط خداپرستان و اهل كتاب در برابراستكبار جهاني و نژاد پرستان صهيونيست شكل گرفت.

 رابعاً اهانت به كتاب مقدس بيش از يك و نيم ميليارد مسلمان نشان از عجز دول استكباري در سلطه نظامي و فرهنگي بر روح پاك مقاومت مسلمانان در منطقه است و اين مبيّن دست و پا زدنهاي آخرينِ نظام سلطه در جهان است و اين عمل تنها بر سرعت انحطاط آنها خواهد افزود.

خامساً من در همينجا اعلام ميدارم كه هتاكان به قرآن عظيم و پيامبر عظيم الشان اسلام با پيگيري مسلمانان بايد به مجازاتي در خور برسند در غير اين صورت اهانت به مقدسات اسلامي به شيوه اي رايج در خواهد آمد. حداقل كار، ايجاد فضايي ناآرام براي زندگي اين كشيش خبيث و كاريكاتوريست دانماركي صورت گيرد. البته بايد متوجه بود كه حركت ما در مسير سياست اسلام هراسي و حركت درجهت نقشه دشمن، مبني بر اتهام تروريست بودن مسلمانان نباشد.

و در آخر دولت آمريكا بداند كه پيرو پيام رهبر امت اسلامي ما نيز مسئوليت اين اهانات را بر عهده ي دولت آمريكا دانسته و خواستار مجازات افراد خاطي هستيم.

سيد محسن هاشميان

مسئول انجمن اسلامي

 دبيرستان شاهد امام خميني

مشهد مقدس

23/6/1389

 

 

پاورقي:


*همه باید بدانیم که حادثه ی اخیر ربطی به کلیسا و مسیحیت ندارد و حرکات عروسکی چند کشیش ابله و مزدور را نباید به پای مسیحیان و مردان دینی آنان نوشت. ما مسلمانان هرگز به عمل مشابهی در مورد مقدسات ادیان دیگر دست نخواهیم زد. نزاع میان مسلمان و مسیحی در سطح عمومی،  خواسته ی دشمنان و طراحان این نمایش دیوانه وار است و درس قرآن به ما، در نقطه ی مقابل آن قرار دارد.( پيام رهبر معظم انقلاب)

 

ضمیمه:


۱)هر گونه نقل و استفاده از اين بيانيه با ذكر منبع بلامانع است.

۲) اين بيانيه فقط جهت ايجاد جبهه جديدي از مبارزان -كه آنها را دانش آموزان تشكيل ميدهند- در برابر اين عمل قبيح است.

۳)اين بيانيه به جهت روشن شدن ابعاد ديگري از اين عمل قبيح منتشر شد.

۴)جهت حمايت از پيام ميتوانيد كامنت بگذاريد!!

۵)قرار است كه در يك هفته تمام دانش آموزان كشور و بعد جهان اسلام از اين بيانيه مطلع شوند لطفا همكاري كنيد و نظرات خود را به ايميل بنده ارسال کنید.

۶) پیام حجت الاسلام حاج علی اکبری نماینده مقام معظم رهبری در اتحادیه انجمنهای اسلامی در محکوم کردن اهانت به قرآن کریم را می توانید در اینجا ببینید.

 ۶)جهت جهاني شدن اين پيام متن انگليسي آن را درادامه مطلب منتشر كرديم!

 

 

A statement by Muslim students in the conviction for insulting the Quran. 

 

In the name of allah the Merciful

Great in the Qur'an states: Those who want God's light to extinguish with their mouths: but Allah will perfect His light however much the disbelievers will not.
And states: He who has his messenger with guidance and the religion sent him to all religions dominant, though not idolaters.
And elsewhere, stated: "We sent the Quran, and we've definitely bless the Quran.

 

Students in Iran and the Islamic world!

Insulting the Koran incident, which happened in the heart of America's chock-full of love to the beloved Islam and the Quran in the whole raw and increased hate Muslim people around the world. These rash acts specifically on the enemy is Islam, show anger Yet waste is that the global arrogance of Muslims and the religion of Islam. And jumping performance of mercenary and head of U.S. government watch and evaluate all events and inconsistencies in speech and behavior as well as foreign media showed that this operation as attacking towers on September eleven practical account, and has been programmed. This act of aggression, like all American aggressor and responsible intellectual room that this scenario is written in them Think of this room consists of capitalists and the World Zionist oppressors and racists that corridor thousand U.S. government really has been hidden. Forest in the USA as the Chairman of the wolf and leading Zionist greed works but the U.S. government appeared with paper lion symbol, the battalion can stage. Appears that the U.S. takes in and hurts, but in fact something else is Wolf takes use. The wolf is the object and false ridge and used mace and roaring lion takes, but how to throw a rip and claw can understand that work is the wolf, and must know that garlic is not the wolf and the tear will not only satisfy way to deal with resistance to the border conflict and destruction, and this will be achieved soon. 

Results that do this well is obtained indicates that this is not only insulting the Holy Quran them before their evil purposes, but also did not cause their defeat and retreat in front of other will. Now a few points of interest to all Muslims should be: 

۱-All these movements and paddle for attention or cover up on a variety of crimes by the U.S. government and Israel in the Muslim Middle East is done. This practice reduces favorites scholars and nations of the world attention and create some kind of hatred that Islam is the occasion of the September and charged with eleven Muslims do it may be seen. But such acts contrary to their aim of increasing geological insight and enemy of Muslims and most especially their attention to different nations and the American people to the Bible and Islam will win, and now you can see this growth across America and The true word of God in the Quran which states : God will perfect His light, even if unbelievers do not

۲-Done thus insulting the Holy Quran after the month of Ramadan that familiarity with the Quran and Islamic nations this month much more attention to the Qur'an, they cause excitement and growth of the spirit of jihad against the spirit of arrogance in the Muslim world that the culture required to move Front unwanted enemy of Islam and the great movement among the Muslim way, and pockets of stagnation and Muslim nations to prevent freezing! Also straightforward to show hostility because of solidarity with the Muslim Shiite and Sunni brothers will be all over the world.

۳-It is anticipated that one of the programs built-in scenario was that the Zionist insult to the book of God, and those hired mercenary by the name of Islam are attempting to burn books to other religious faiths and the underlying another world war In the name of religious war - the war of civilizations - was that this scenario with strong messages supreme leader Ayatollah Khamenei failed *. Also be drawn to prevent burning holy books by radical people in every faith and religion, all of deism and his book on the need to know to condemn these acts and disgust announced their opposition to this obscene act to express. With the front position and a new book by deism against global arrogance and racism Zionists formed.

۴-Insult to the Bible more than one and a half billion Muslims that the arrogance of impotence States military and cultural domination of Muslims in the spirit of resistance is clean and revealed the last kick of the system of domination in the world and act only on the speed of decline They will be added.

۵-I here declare that I have great affront to the Quran and the Prophet of Islam with great follow up to the punishment befitting Muslims should reach otherwise insulting Islamic sacred manner on common will. At work, creating space for the troubled life of this priest be evil and a Danish cartoonist. Of course, we must realize that moving Islamophobia and politics in the path towards the enemy map, based on charges of being terrorists not Muslims.

Finally, the U.S. government know that we follow the message of the Islamic Ummah responsibility Beautiful responsible for the U.S. government and demanded punishment of people know we are trespassing.

 

Seyyed Mohsen Hashemian

Responsible for the Islamic Association

 Secondary control of Imam Khomeini

Mashhad- iran


13|September|2010

 

 

Notes:



* Everyone must know that the recent incident related to the Christian church and not some puppet movements and mercenary priests should not fool the foot of Christians and their religious men wrote. We Muslims never the same about the sacred practice of other religions did not lose. Conflict between Muslims and Christians in general, and designers called the enemies of this show is crazy and we study the Koran in point is the opposite. (Islamic Revolution Leader Ayatollah Khamenei)

 

Addendum:



1) Any use of quotes with the statement above is copyrighted.

2) this statement only to create a new Front fighters - who comprise them students - in this operation is deprecated.

3) The statement in order to clarify other aspects of this work obscene was published.

4) to support the message you can leave a comment!

5) is that all students one week after the country and the Muslim world are aware of the statement you please cooperate and good comments to my e-mail you send.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم شهریور 1389ساعت   توسط سید محسن هاشمیان  | 

بهار با درختان سر سبز می نشیند و با تکبر و سرمستی برای درختان زمستان،هزلیات و هجویات می سراید.

تابستان، خود را مدیون بهار می داند، و زمستان و پائیز را دشمن خود.

پائیز ، زمستان و بهار و تابستان را همسایه خود میداند؛ نه در خانه خود. اگر این را بفهمدو آنها را غاصب فرض می کند.

زمستان، بهار را امتداد خواب خود میداند.

پائیز، برای بهار پیغام می فرستد که نصرت و پیروزی پاییز، تکرار پائیز است؛ نه بهار.

تابستان، داستان برف ها را باور نمی کند.

زمستان،پائیز را مرشد خود می داند و دیگر فصل ها را پیرو خود.

من، یک بار این چهار فصل را متحد دیدم؛ زمانی که به من می خندیدند، و مرا دیوانه خطاب می کردند که می گفتم: "زمین، یک فصل بیشتر ندارد."

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم مرداد 1389ساعت   توسط سید محسن هاشمیان  | 

چند روزی از خواب اول می گذشت و ابراهیم در تشویشی مست کننده به سر می برد. دیگر نا امید شده بود. پس از لحظه ای درنگ با خود گفت،نکند توهم بوده است؟آخر مگر می شود من، ابراهیم ،پیامبر خدا چنین خوابی ببینم ؟ آخر مگر می شود فرزند را کشت؟ نه من که باور نمیکنم!!! خدایا! چند روزی است که چشمان من خواب ندارند، می ترسم، می ترسم از اینکه نکند؟..

 و در آن هنگام لختی خواب بر چشمان ابراهیم مستولی شد و  دید...

گفت: ابراهیم! من غیورترینم، اجازه ی جولان غیر در حریم خود را نمی دهم.اما اکنون اسماعیل دل تورا، خانه ی مرا اشغال کرده است.

  ابراهیم گفت: خدایا تو خود مرا خلیل نامیده ای ومن تو را خدای . با من سخن بگو آیا از من خطایی سر زده  است؟!

گفت: تا اسماعیل نبود تو بر درگاه ما بودی اما پس از تولدش او تو را بخود مشغول کرده است.

ابراهیم گفت: خدایا هیچ چیز درون من جای تو را پر نمی کند.

او گفت:پس ابراهیم! اسماعیلت را ذبح کن...

                                                          ***

و ابراهیم آرام گرفت و با اسماعیل به سمت قربانگاه روانه شد.

                                                          ***

چاقو سنگ را دو نیم کرده بود و اسماعیل با چشمانی بسته و گلویی خراشیده انتظار می کشید.

ابراهیم چشمانش را به سنگ دوخته بود؛ چاقویی که سنگ را دو نیم کرده بود نتوانسته بود گردن نازک اسماعیل راببرد!

ابراهیم پیروز شده بود و دیگر نیازی به بریدن گلوی اسماعیل نبود که ابراهیم هستی اسماعیل را در خود ذبح کرده بود.

گفت می دانم خدا من غیرت تورا فراموش کرده بودم. آن غیرتی که اجازه نمی دهد غیر در حریم فرمانرواییت سکنی گزیند. آری تو تحمل وجود غیر در حرمت را نداری، می دانم!

و خداوند قوچی از بهشت نازل کرد تا اورا ذبح کند.

+ نوشته شده در  شنبه چهارم اردیبهشت 1389ساعت   توسط سید محسن هاشمیان  | 

آسمان آبی

              زمین سبز

آسمانِ آبی پدر

              زمینِ سبز مادر!

آسمان بارور می کند

               زمین می پرورد..

آسمان معشوق را

               زمین عاشق را!

     و این میان فقط خداست که وجود است،

در میان عاشق و معشوق...

     و او عشق است.

              

          20/12/1388

+ نوشته شده در  شنبه چهارم اردیبهشت 1389ساعت   توسط سید محسن هاشمیان  |